همه اش روی هم انباشته می شود. کلمه به کلمه. کلمه زیادش است... تصویر به تصویر.
همه اش را هزار بار گفته ام. توی خواب. توی خوابی که بین بیدار ها می بینم. روی دست هایشان، روی صدایشان خواب می بینم. در خواب، من می شوم نور، و از اشیاء به چشم می رسم... و بیدار های دست بسته ی لال بالاخره می بینند.

No comments:
Post a Comment